كه بيشتر در مقام فيزيك‌دان معروف است‌، رياضي‌دان و منجم بزرگي بود. او براساس معلومات‌ خويش درباره‌ٴ انكسار نجومي و فاصله‌ٴ بين‌الطلوعين‌، براي اندازه‌گيري ارتفاع جو به اقدام عجيبي‌ دست زد. به وسيله‌ٴ قطوع مخروطي به حل معادله‌ٴ ماهاني و مسئله‌ٴ خازني توفيق يافت‌.
رياضي‌دانان شرقي متعدد بودند، گرچه هيچ‌كدام در رشته‌ٴ خود به پايه‌ٴ ابن يونس‌ نمي‌رسيدند. با اين حال آثارشان عموماً در سطحي عالي و سرشار از اصالت بود. كوشيار بن‌ لَبّان مخصوصاً به مثلثات علاقه‌مند بود. او تحقيق عميقي راجع به تابع ظل (تانژانت‌) انجام داد و زيج تازه‌اي پرداخت كه به زودي به فارسي ترجمه شد. در باب علم احكام نجوم و حساب هم‌ آثاري نوشت‌. ابن الحسين مسائل كلاسيك هندسه‌ٴ يوناني (از قبيل تضعيف مكعب‌) را مورد تحقيق قرار داد، و براي حل آنها با روش‌هاي هندسي صِرْف كوشيد. ابوالجود هم هندسه‌دان بود. او در باب هفت ضلعي و نه ضلعي منتظم‌، و مسائلي كه فقط به وسيله‌ٴ خطكش و پرگار قابل حل‌ نيست‌، به مطالعه پرداخت‌، و سعي كرد تا معادلات را براساس قطوع مخروطي طبقه‌بندي كند. او از رياضي‌داناني است كه زمينه‌ٴ كار عمر خيام را در عصر بعدي فراهم ساختند. بزرگ‌ترين اين‌ رياضي‌دانان كَرَجي‌1 بيشتر حاسب و عالم جبر بود. او تعدادي از مسائل ديوفانتوس را حل و يك رشته مسائل تازه ابداع كرد. آثارش داراي جنبه‌هاي اصيل بسياري است‌، ولي برجسته‌تر از همه چشم‌پوشي اصولي‌اش از ارقام هندي است‌. در آنها هيچ رقمي به كار نرفته‌، بلكه اسامي‌ اعداد با حروف كامل نوشته شده‌. مثل اين است كه كرجي ارقام هندي را عاميانه و غيرعلمي‌ تلقي مي‌كرد.2 نَسَوي كتابي در اعمال حساب به فارسي نوشت و بعداً آن را به عربي ترجمه كرد. او روش‌هاي هندي را شرح داد و آنها را در مسائل عددي دشوار به كار برد، در اين محاسبات‌ كسور شصت‌گاني متداول در محاسبات جاي خود را به كسور دهدهي داده بود. ابن طاهر هم‌ آثاري در زمينه‌ٴ حساب عملي نوشت‌. او نشان داد چگونه مي‌توان مسائل پيچيده مربوط به ارث‌ در فقه اسلامي را حل كرد. بهترين شرح مربوط به حساب هندي را در قرون وسطي مديون‌ بيروني هستيم‌. او يك دايرةالمعارف نجومي و رساله‌اي كلي در باب رياضيات‌، نجوم و احكام‌ نجوم تأليف كرد. نه از محاسبات سهمگين و نه از دشوارترين مسائل هندسي زمان خويش‌، كه‌ بعدها به مسائل بيروني موسوم شد، هراسي به خود راه نداد. روش ساده‌اي براي تسطيح كره‌ معرفي كرد. هم‌چنان كه مي‌توان انتظار داشت‌، جنبه‌هاي فلسفي رياضيات بيش از جزئيات فني‌ با ذائقه‌ٴ ابن سينا سازگار بود. با اين حال اشارات كوتاه گران‌بهايي راجع به موضوعات عملي‌ دارد، و تعجب نخواهم كرد اگر تحقيق بيشتري در آثار وي ما را ناگزير سازد كه اكتشافات بيشتري‌


1 .در اصل كتاب كَرْخي آمده ولي نالينو نشان داده كه نام وي كَرَجي است‌. - م‌.
2 .چنين خبطي منحصر به فرد نيست‌. مقايسه كنيد با عمل نيوتون در كتاب اصول‌، كه به جاي حساب بي‌نهايت كوچك‌ها از روش‌هاي پر زحمت هندسي‌ استفاده كرده است‌.